دسته: مقالات

فروتنی، از کدام «من» ناشی می شود؟ (۱)

 
نوشته: ایزابل نجار

فروتنی، زمانی فضیلتی اساسی محسوب می‌شد، ولی دیگر تمایلی به آن نداریم زیرا ناخودآگاه حس حقارت را که به معنی فرومایگی و بی‌ارزش بودن است در ما تداعی می‌کند که خوشایند نیست.

حال، چرا این مفهوم را مطرح می‌کنیم و کاربُرد آن در عمل به اخلاقیات چیست؟ فروتنی می‌تواند رابطه‌ای را که با خود و با دیگران داریم به نحوی مثبت تغییر دهد.

مطلب را بدون مقدمه با این سؤال شروع کنیم: من چیستم؟
 

شخصیت معنوی برجسته‌

 
استاد الهی همواره بر تأثیر عمیق پدرش، حاج نعمت‌الله ( ۱۲۵۰-۱۲۹۸)، در تربیت معنوی ‌خود تأکید می‌کند. حاج نعمت‌الله ۲۹ ساله بود که تجربه‌ی سرنوشت‌ساز معنوی سبب شد کلیه مناصب دولتی و مشاغل معمول را کنار گذارد و زندگی خود را یکسره وقف معنویت کند. او در دوران زندگانی‌اش همچون اولیا مقدس شمرده می‌شد. از حاج نعمت الله حدود بیست اثر به نثر و نظم باقی مانده که در میان آنها می‌توان کتاب شاهنامه حقیقت را نام برد. به مناسبت ۹۲مین سالگرد درگذشت حاج نعمت‌الله چند خاطره درباره‌ی‌ این شخصیت معنوی برجسته از سایت حاج نعمت‌الله و کتاب آثارالحق آورده می‌شود.

 

کمال، سیر تکامل

 
از گروه نویسندگان سایت e-OstadElahi.fr

به طور خلاصه : هر مخلوقی برای رسیدن به کمال خاص خود خلق شده است. فرایندی که به این مرحله می‌انجامد سیرکمال نام دارد که به اخلاقیات و معنویت در زندگی ما معنا می بخشد.

برای همه‌ی موجودات، بدون استثنا، سیرکمال در نظر گرفته شده است. استاد الهی مخلوقات را به چند گروه تقسیم می‌کند: جماد (یا به‌طور کلی موجودات بی‌جان)، نبات، حیوان و بشر. هر آنچه وجود دارد مخلوق است چون حاصل یک سری علت‌هاست و علت اولیه‌ی آن خالق نامیده می‌شود. از نظر استاد الهی هدف از خلقت بازگشت به اصل است. کل خلقت از او ناشی شده و هر چیزی در انتهای فرایند رشد مادی و معنوی‌اش که به آن کمال می‌گوییم، به او باز می‌گردد. موجود کمال یافته می‌تواند از سعادت بالقوه‌ای که برای رسیدن به آن خلق شده، کاملاً بهره‌مند شود.
 

آیا می‌توان معنویت را به روش علمی بررسی کرد؟

 
نوشته: دکتر پل دبل
چندین سال‌ پیش هنگام مطالعه‌ی کتاب مبانی معنویت فطری تألیف دکتر بهرام الهی، پاراگرافی توجهم را جلب کرد:

«خدا در همه چیز و در همه جا و با همه هست. در خواب یا در بیداری، مستقیم یا غیر مستقیم، از طریق مأمورین خود یا نزدیکان ما، یا به هر ترتیب دیگری، حتی توسط عابری در خیابان، خداوند با هر یک از ما رابطه برقرار می‌کند. اما برای شنیدن و فهمیدن پیام های او باید نحوه‌ی تشخیص آنها را بیاموزیم».

در آن موقع متوجه شدم که اگر می‌خواهم ارتباطی درونی با خدا برقرار کنم، باید نحوه‌ی رمزگشایی پیام‌هایش را بیاموزم. چنین برداشتی مرا به سوی تلاشی مستمر رهنمون کرد که حاصل آن در کتاب اخیرم با نام رمزگشایی پیام های معنوی در زندگانی روزمره ۱ منتشر شده است.
 

اثبات وجود خدا (۳): پرورش دید

 
نوشته: سُوفی لُوسُور

پاسکال حق‌داشت، دلایل مبنی بر وجود خدا برای معتقد کردن افراد بی‌ایمان کافی نیست. برای شناخت وجود خدا به چیزی بیش از «استدلالات منطقی» نیازمندیم. حال باید دید آن چیز چه می‌تواند باشد؟ استاد الهی، در فصل اول کتاب معرفت‌الروح « ندای وجدان» را به عنوان ابزاری درونی در نظر می‌گیرد که می‌تواند به وجود خدا گواهی دهد. منظور از «ندای وجدان» چیست؟ منشأ آن چیست و چگونه می‌تواند ما را به شناخت وجود خدا رهنمون کند؟
 

اثبات وجود خدا (۲) : اثرات

 
نوشته: سُوفی لُوسُور

دلایلی که فلاسفه‌ی شرقی و غربی مبنی بر اثبات وجود خدا ارائه داده‌اند، به منظور متقاعد کردن افراد بی ایمان نبوده. استاد الهی هم در نگارش فصل اول کتاب معرفت الروح که مربوط به اثبات صانع تعالی می‌باشد آگاه بود که این دلایل چیزی را به افراد بی ایمان ثابت نمی‌کنند. زیرا در جای دیگر در جواب به شخصی که می‌پرسد برای کسی که به خدا معتقد نیست چه دلیلی می توان آورد پاسخ می‌دهد: «دلیلی نمی‌توان آورد. به فرض این که شما تمام دلایل عالم را بیاورید می‌گوید… خب، نشانم بده، خدا را نشانم بده. باید خود شخص فکر کند و بسنجد و به قلبش هم رجوع کند تا به مبدأ معتقد شود.» (آثارالحق جلد ۲ گفتار ۲۸۵).

به همین دلیل در پایان مقاله‌ی قبلی این سؤال مطرح شد که چرا یک فصل مفصل از کتاب معرفت‌الروح به اثبات وجود خدا اختصاص داده شده است؟
 

اثبات وجود خدا (۱): محدودیت ها

 
نوشته: سُوفی لُوسُور

فلاسفه از دیرباز برای آشتی دادن عقل و ایمان « دلایلی بر اثبات وجود خدا» ارائه داده‌اند. این دلایل خود شامل استدلال‌های کم و بیش پیچیده‌ای هستند، به طوری که غالباً جای بحث وجدل باقی گذاشته و باید پذیرفت که به ندرت قانع کننده‌اند. پاسکال با رجوع به این دلایل می‌نویسد: « دلایل متافیزیک مبنی بر وجود خدا از استدلال‌ مردم بسیار دور هستند و به علت پیچیدگی زیاد، تأثیر کمی بر ذهن می‌گذارند و حتی در مواردی که برای عده‌ای مفید واقع می‌شوند، اثرشان فقط در حین اثبات دیده می‌شود تا آنجا که بعد از ساعتی نگران می‌شوند که مبادا اشتباه کرده باشند.» ( تفکرات )