حضور قلب در …
با دعا میتوان مسیر هر چیزی را تغییر داد: هم از درون، احوال خود را و هم از بیرون، سرنوشتهای فردی و عمومی را. (ملکجان نعمتی)
انسان در مسیر زندگی، ناگزیر با فشارها، محدودیتها و بحرانهایی مواجه میشود که گاه حتی استوارترین تکیهگاههای بیرونی را فرو میریزند و او را با اضطراب و نااطمینانی درونی روبهرو میسازند. در چنین وضعیتهایی، آنچه بیش از خودِ بحرانها سنگینی میکند، احساس ناتوانی و بیم از آینده است. از همینرو، بازگشت به درون و برقراری پیوندی آگاهانه با خداوند، نه صرفاً یک گرایش، بلکه ضرورتی بنیادین مییابد.
در این افق، عبادت را نمیتوان به سطح یک عادت تکراری فروکاست؛ بلکه باید آن را تجربهای زنده و تحولآفرین دانست که توان بازگرداندن تعادل از دسترفته را در درون انسان دارد. عبادتِ همراه با حضور قلب، کیفیت مواجهه انسان با دشواریها را دگرگون میکند و بهجای اضطراب، نوعی اطمینان و ثبات درونی پدید میآورد؛ اطمینانی که نه بر شرایط متغیر بیرونی، بلکه بر اعتماد به خداوند استوار است. در چنین حالتی، انسان میآموزد آرامش خود را به نتایج وابسته نسازد و در عین تلاش، انسجام درونی خویش را حفظ کند.
این نسبت میان تحول درونی و پیامدهای بیرونی، در دیدگاه ملکجان نیز جایگاهی محوری دارد. از منظر او، عبادت صرفاً وسیلهای برای طلب خواستهها نیست، بلکه راهی برای هماهنگی با ارادهٔ یکتا به شمار میآید:
«با دعا میتوان مسیر هر چیزی را تغییر داد: هم از درون، احوال خود را و هم از بیرون، سرنوشتهای فردی و عمومی را.»
بر این اساس، سرنوشت را نمیتوان امری منفک از درون انسان تلقی کرد؛ بلکه بازتابی از تغییراتی است که در ساحت اندیشه، نگرش و رفتار او شکل میگیرد. هنگامی که انسان از رهگذر عبادت از آشفتگی فاصله میگیرد، افق ادراک او نسبت به رویدادها دگرگون میشود و در نتیجه، تصمیمها سنجیدهتر و رفتارها متعادلتر میگردند؛ دگرگونیای که بهتدریج در روابط و مسیر زندگی او نیز تبلور مییابد.
در امتداد این معنا، عبادت را میتوان مجالی برای بازسازی مستمر درون دانست. در لحظه دعا، انسان به نیتها و جهتگیریهای خود آگاه میشود و میکوشد آنها را در راستای رضایت الهی تنظیم کند. این توجه آگاهانه، امکان میدهد تا در مواجهه با موقعیتهای دشوار، بهجای واکنشهای شتابزده، با بینشی روشنتر و در جهت رشد معنوی عمل کند؛ فرایندی که بهتدریج به تعمیق توکل و استحکام درونی میانجامد.
استادهدف عبادت را چنین توضیح میدهد:
«هدف و نتیجه تمام عبادات و اذکار، همه و همه در دو چیز خلاصه میشود: توجه دائم به خدا و اینکه انسان بکوشد کاری کند که رضای خدا در آن باشد.»(آثارالحق)
این تعریف، بُعد عملی عبادت را نیز آشکار میسازد. بر این مبنا، عبادت از سطح یک کنش محدود فراتر میرود و به نحوهای از زیستن بدل میشود؛ حضوری مستمر که در لایههای مختلف تصمیمگیری و کنشهای روزمره انسان تجلی مییابد. از همینرو تأکید میشود:
«لازمه راهیابی به خدا توسل است و لازمه توسل، عبادت است.»(آثارالحق)
با این حال، یکی از موانع اساسی در این مسیر، شکلگیری انتظار در عبادت است؛ انتظاری که میتواند ماهیت این رابطه را از بنیاد دگرگون کند:
«اگر در عبادت توقع و انتظار داشته باشد، نفس اماره زود او را از راه به در میکند.»(آثارالحق)
چنین رویکردی، عبادت را به سطح معاملهای مادی تنزل میدهد، حال آنکه حقیقت آن در پالایش و تعالی درونی انسان نهفته است. هنگامی که عبادت با خلوص و فارغ از هرگونه توقع صورت میگیرد، آرامشی عمیق و پایدار در وجود انسان استقرار مییابد و او را از احساس تنهایی و اضطراب رها میسازد.
استاد در ادامه میافزاید:
«هر بار که به یکتا توجه میکنیم، احساس میکنیم حضور او سراسر وجود ما را در بر گرفته و هیچگاه تنها نیستیم. مهم این است که همیشه در یادمان باشد که او حاضر است.»(آثارالحق)
در نهایت، عبادت آگاهانه را میتوان پلی میان اراده انسان و اراده الهی دانست؛ پلی که در عین حفظ مسئولیت و تلاش، آرامشی پایدار و مستقل از نتایج فراهم میآورد. در چنین افقی، حتی بحرانها نیز از سطح رخدادهایی صرف فراتر میروند و به عرصهای برای تعمیق توکل و تعالی معنوی بدل میشوند.
با سلام و عرض ادب
انشالله در پناه کرم و رحمت یکتا باشیم که در این یخبندان معنویت رهایمان نکند
با تشکر ازاین مقاله گرانبها تنها وسیله ای که مرا در این تلاطم روزگار آرام کرد عبادت به درگاه یکتا بود وبا توجه به اینکه او مدبر امور است وهر چه پیش اید صلاح مخلوق است دراین ایام تکرار زمانه برسر جنگ است ….. مرا بسیار آرام وبه آینده مطمن تر ساخت .
با تشکر از این متن پر محتوا و بجا . در این ایام مشکل یادآوری اهمیت توسل و عبادت بسیار مفید و ضروری بود. من بارها و بارها در زندگی ام مصداق واضح این جمله ملک جان که با دعا میتوان مسیر هر چیزی را تغییر داد را تجربه کردم. اوایل فکر میکردم نتیجه باید باب میل من باشد و وقتی نمیشد، فکر میکردم درست دعا نکردم یا دعایم مورد نظر حق واقع نشده ولی بعد ها متوجه شدم که بر اثر دعا مسیر و جریان موارد عوض شده و اگرچه ظاهرا شاید مورد تمایل من نبوده ولی آن چیزی بود که خیر و صلاح واقعی ام در آن بود . شکر یکتا که هیچوقت ما را به حال خود رها نمیکند ولی همیشه آنچه نیاز واقعی مان هست را برایمان فراهم میسازد –
با سلام
با تشکر از میتیس عزیز خیلی خیلی عالی وبموقع بود .
ممنون از مقاله متیس که خیلی بجا و دقیقا مناسب ابن روزها بود . امیدوارم بتوانیم استفاده کامل را ببربم.
خدایا من تو را دارم از هیچ چیز نمیترسم …
درود بر متیس عزیز
و درود بر همه دوستان
در پاراگراف اول آمده است:” انسان در مسیر زندگی، ناگزیر با فشارها، محدودیتها …..”
بنظرم اینکه رخدادهایی ظاهراً بیرونی، مارا به نقطهای میرساند که استوارترین تکیهگاههای بیرونی هم تحمل فشارهای آن رخداد، واقعه یا پدیده را ندارند به تنهایی “بحران” نیستند، بحران ،حاصل از عدم شناخت و نا آگاهی ما نسبت به آن میباشد، آیا ما نمیتوانیم آن مسائل را پیش بینی کنیم؟ و آیا ما حتی با پیش بینی آن وقایع و علتهای آنها میتوانستیم آنهارا تحت کنترل خود بگیریم؟
احساس ناتوانی حاصل از نا آگاهی و نادانی همواره بوده اما بحران نبودهاند !
اینکه چیزی تا پیش از این بحران نبوده ولی واقعیت داشته، اما ناگهان “بحران” شده است، یعنی چیزی در درونِ ما آنرا بسوی ما “جذب” کرده است!
ما همواره اختیار داریم بین انتخاب یک وضعیت، واقعیت و حقیقت!
ما اختیار داریم برای اختیار بین بودن و نبودن! بین حقیقت و مجاز، بین موجود و ممکن، بین آنچه هستیم و آنچه نیستیم! آنچه میخواهیم و آنچه میتوانیم!
انتخاب مان هر آنچه باشد، سوء استفاده از اختیارمان موجب “جذب” چیزهایی میشود که آن چیزها(وقایع و رخدادها) را برای “ما” به بحران تبدیل میکند، زیرا برای هر آنچه میخواهیم ناگزیر “پرداختی معادل آن ویا بیشتر” لازم است و اگر برای آن استحقاق(= آگاهیها و توانمندیهای) لازم را نداشته باشیم حفظ و نگهداری آنها خارج از توان ما است و این یعنی بحران!
سوء استفاده از اختیار و اراده توسط موجودات صاحب اختیار طبق تعریف استاد الهی به “شرّ” معنا شده است .
تمایل به انتخاب چیزیکه موجب سوء استفاده از اختیارمان میشود، حاصل از عدم آگاهی مان ،جهل و نادانی (غرور) از حدّ و حدود “خود”ماست!
و این “نا آگاهی و غرور” موجب تمایل ما به استفاده و بروز مکانیزم “کذب”، “تظاهر” و دروغ توسط ما می گردد!
بنظر میرسد جلوگیری از بروز هرگونه بحران ناگزیر، از شناخت خود و موقعیت حقیقی خودِ ما و سعی در دفعِ “شرّ” درونی مان با غلبه بر تمایل درونی مان به سوء استفاده از اختیار خودمان است!
وقتی “شرّ” درونی را از خود برانیم و دور کنیم، زمینه را برای جذب “شرّ” های بیرونی با آگاهی و اراده از خود دور کرده ایم.
ممنون از این مقاله و یاد آوری. از خدا میخواهم کمک کند با موج حوادث از دست نرویم و همیشه به یادش باشیم و مطابق رضایت او عمل کنیم…
جالب است که دیشب اضطراب داشتم، بعد چندین بار تکرار کردم ‘همانا قلب با ذکر او آرام میگیرد.’ و همین هم شد. چقدر خوب است همیشه به یادش باشیم.
این متن در میان تلاطم و هیاهوی زندگی، ما را به یاد یگانگی خدای یکتا میاندازد و اینکه هرگز تنها نیستیم؛ حضوری که ارادهاش در سرنوشت ما جاری است. از همین رو، متنی دلگرمکننده، آموزنده و روشنگر است که میتواند در مسیر عبور از دشواریهای زندگی، راهنمای قدمهای بعدی ما باشد.
دقیقا به نکنه جالب و قابل تعمقی اشاره کردید معمولا من این را تجربه کرده ام که وقتی تغییر سریع و محسوسی در شرایط جاری در جهت میل من اتفاق نمی افتد دلسزد و بی انگیزه برای ادامه عبادت و ارتباط با یکتا می شوم و دچار افکار منفی نسبت به درستی رابطه خودم و یکتا می شوم. در صورتیکه در متن چقدر قشنگ موضوع را باز کردند که: “عبادت آگاهانه را میتوان پلی میان اراده انسان و اراده الهی دانست؛ پلی که در عین حفظ مسئولیت و تلاش، آرامشی پایدار و مستقل از نتایج فراهم میآورد. در چنین افقی، حتی بحرانها نیز از سطح رخدادهایی صرف فراتر میروند و به عرصهای برای تعمیق توکل و تعالی معنوی بدل میشوند.”
مستقل از نتایج ….و حتی بحران ها از سطح رخدادهایی صرف فراتر می روند….
باسلام و تشکر از متیس عزیز بخاطر این مقاله زیبا
انشاالله با درک فواید دعا وعبادت بتوان توجه دائمی به مبدا را در خود تقویت کرد.
تمامی این مراحل را سلول به سلول تجربه کردم. زمانی که بیمار شدم با اضطراب و وحشت تمامی پایه های توکل و توسل من به لرزه آمد. مدتی را در این برزخ سپری کردم، که زبان از تفسیر آن حال غریب عاجز می ماند. سرانجام روزی با خود گفتم قدرت بیماری چه قدر است؟ قدرت نقطه وحدت چقدر؟ لذا در سایه رحمت او ذره ذره آرامش و توکل در وجودم جاری شدو آرام تر و خوش بین تر به آینده گردیدم. دیدم آن چه به ارمغان آورده ده پله خودشناسی بوده و من غافلم. اکنون با توکل به او و با توجه به سیاله الهی ایام می گذرانم. باشد که سایه خود را برنگیرد….
بسیار عالی و آموزنده
بسیار پند آموز و تاثیرگذار-قدرت بیماری چقدر است، قدرت نقطه وحدت چقدر؟
ممنون از شما
یا رب نظر تو برنگردد
سپاسگزارم از این همه زحمت و تلاش شما متیس بسیار عزیز
سلام متیس عزیز و تشکر فراوان برای ارسال به موقع این مقاله پر بار و کرانبها،
از منظر ملک جان : عبادت صرفا وسیله ای برای طلب خواسته ها نیست ، بلکه راهی برای هماهنگی با اراده یکتا به شمار میاید:
« با دعا میتوان مسیر هر چیزی را تغییر داد:هم از درون ،احوال خودرا و هم از بیرون ، سرنوشت های فردی و عمومی را.»
استاد هدف عبادت را چنین توضیح میدهد:
«هدف و نتیجه تمام عبادات و افکار، همه و همه در دو چیز خلاصه میشود: توجه دائم به خدا و اینکه انسان بکوشد کاری کند که رضای خدا در آن باشد.» (آثار الحق)
استاد در ادامه میفرماید: «هر بار که به یکتا توجه میکنیم، احساس میکنیم حضور او سراسر وجود ما را در بر گرفته و هیچگاه تنها نیستیم. مهم این است که همیشه در یادمان باشد که او حاظر است .»( آثارالحق)
با تمام وجودم به این گفته های گرانبها معتقد هستم و عمل کردم و به آنها رسیده ام و خدارا هزاران بار شکر میکنم که استاد راهنمای من است.
با تشکر فراوان از متیس بلاگ، این مقاله به من کمک زیادی کرد که جمله «مؤثر در همه چیز یکتا است.» از یک دانش صرفاً نظری، به یک فهم و درک عمیق تر درونی نزدیک تر شود و در عمق وجودم بیشتر جای بگیرد.
با عرض سلام
این جمله: موثر در همه چیز تویی را بار ها و بارها در سرایت مختلف زندگی ام حس کرده ام و دستگیرم شده است.
در جهت تغییر افکار و احساسات و روش فکر و در مبارزه با نقاط ضعفم بوده
“یکتا”
اگر نفس من ناراضی است و سرکشی می کند تو نادیده بگیر که تنها تو را دارم
متیس عزیز یک دنیا ممنون از این متن. خیلى وقت هست که پشت سر هم مشکل پشت مشکل مى آید و من شبها تا صبح در راز و نیاز و عبادت و التماسم و باز یک مشکل دیگه اضافه مى شد. تاثبر بسیار منفى اى در رابطه من با مبدا ایحاد شد. فقط یک موضوع که براى خودم روشن شد ماهیت بده بستانى و متوقع خودم هست. ( حتى نمى توانم بنویسم “بود” چون با علم به این ماهیت هنوز ذره اى از توقعاتم دروناً متاسفانه کم نشده.) و به چنان اوجى که رسید که تحملم بارها برید. فقط اخیراً در حال مطالعه کتاب حضرت شیخ بودم و دقیقاً این جمله با توجه به شرایط بسیار ذهنم را مشغول کرده بود. اینکه شما دقیقاً همین جمله را الان نوشتید تاییدى بود که خدا راز و نیاز من را شنیده. و عبادت من بى تاثیر نیست. باید توقعات را دور بریزم بسیار دگرگرن شدم.
ممنون بابت این متن زیبا. من اخیراً ارزش دعا را در حالی که بدبخت و درمانده بودم، تجربه کردم. خودم را در آغوش خداوند متعال انداختم و به ناتوانیام اشاره کردم. من چیز خاصی نخواستم تا مطمئن شوم نفس امارهام از نیازهایم سوءاستفاده نمیکند. من فقط چیزی را خواستم که مورد رضایت او باشد. او احساس حضور و توجه مورد نیازم را به من داد. احساس کردم تنها نیستم. حضور و مراقبت او را نسبت به خود احساس کردم. پروردگارا، ای یگانه و بیهمتا، سپاسگزارم.
سپاس از این مقاله ارزشممند، چندین و چند بار خواندم چون خط به خط متن، انگار در جواب حال این روزهایم هست.
یکتا را در همه چیز موثر دانستن و به هیچ چیز و کس دیگری بجز او امید نبستن ، هر چقدر هم که یک اتفاق ناخوشایند باشد در نهایت به نفع ماست . بنابراین تنها واکنش ما باید شکرگزاری باشد . زیرا خدای ما در پی رنج ما نیست .( ایندپت : دیدگاه عملی – متن ۲)
باتشکر فراوان،
بسیار دلگرم کننده و یادآور مناسبی بود.
در شرایط پراضطرابی که اخیرا برایم پیش آمده مدام سعی کردم این گفتار از حضرت شیخ را بارها در ذهنم مرور و به خودم تلقین کنم:
“سالک وقتى خود را به خدا واگذار کرد، باید به خود بکوید از ترس من نه جیزى بهتر مى شود ونه بدتر. اختیار سرنوشتم با خداست. ممکن است صلاح باشد که ناراحتى و شکنجه ببینم و ممکن است در میان آتش هم باشم وناراحت نشوم. علاج این فکرها امید است. امید باید به خدا داشت نه به بشرى مثل خودش. این ماییم که شک پیدا مى کنیم و ارتباطمان را قطع مى کنیم. انسان باید آن قدر به خود تلقین کند، آن قدر سعى کند تا وجود خدا را در وجود خودش جا دهد. وقتى درست تلقین کردیم، فوراً نشانه در ما بیدا مى شود و شک و ترس وهمه جیز از وجود مى رود. این دنیا موقت است و مى گذرد، تازه … ناراحت هم بشویم، جه مى شود؟ مى گذرد. وقتى پرورش فکر را درست بدهیم، هم به درد این دنیا مى خورد وهم به درد آن دنیا.”
Thank you so very much , it was very helpful for me i realy needed it.
با سپاس از متیس عزیز و دوستان عزیزی که کامنت گذاشتین ـ در این دوران خیلی دلگرم کننده و نیرو بخش بود….
با سپاس فراوان از یکتای بی همتا بخاطر توفیق دریافتن پیام هایش که همیشه به موقع به فریاد می رسند . درست در همان لحظه که نیاز داریم به دادمان میرسد و یاداوری میکند .
از متیس عزیز تشکر میکنم . از تک تک دیدگاه ها و تجارب دوستان استفاده کردم .ممنون از همگی
سپاس از متیس عزیز
این مقاله واقعا بموقع بود و منو ار اینهمه دلشوره و نگرانی آرام کرد
با سلام به متیس عزیز
و کاربران گرامى. ممنون از این مقاله ى زیبا و پر اثر. عبادت براى من یک نعمت الهى است که مرا به او مرتبط میکند. چه نعمتى بالاتر و ارزشمندتر از یاد و حس حضور عزیز وپر مهر و قدرتمند اوست در روح و روان من. آن لحظاتى که با حضور قلب، مرا به او اتصال میدهند و به من “حس نیکبختى و شادى زندکى” عطا میکنند…
استاد در اثارالحق می فرمایند (۱۰۸گ)
کار ساز ما به فکر کار ماست فکر ما در کار ما آزار ماست ، وقتی کسی مطمین هست کس دیگری در فکر اوست دیگر چه جای ناراحتی و غصه است . همین قدر به آن کار ساز توجه پیدا کردی دیگر غصه نداشته باش . ما که نمی دانیم فردا چه می شود ، پس هر چه فکر بکنیم همه اش وهم و خیال است و مزاحم ماست ، اما اومی داند فردا چه باید اتفاق بیفتد ، هیچ نباید فکر و خیال کرد . ای خدا، هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست. و رنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
با سلام
فشارهای متعدد زمینی گاهی باعث میشوند که تمرکز خودم را از دست بدهم و نفس هم اولین کارش اینکه مرا دچار فراموشی میکنه و ارتباطم را با یکتا قطع میکنه تمام وجودم پر میشه از اضطراب و بیقراری و تا حد نابودی منو پیش میبره نمیدونم چقدر طول میکشه که دوباره پناه میبرم به یکتای مهربان و خودم را در آغوشش میبینم و شروع میکنم با خودش حرف زدن و درد دل کردن و آروم آروم از تونل وحشت خارج میشم چیزی که متوجه شدم ،خوشبختانه در همه اون لحظات پریشونی ام هم دنبال معجزه ووو نیستم فقط از یکتا خواستم خودشون مراقب ایمان من باشند و مرا رها نکنند و دستشان از سر من برندارند ، … کنیم و اگر نتیجه مطابق میل مان نبود اعتراض نکنیم او درخواستهای ما را اگر با توجه باشند همیشه میشنود و اگر درخواستی داشته باشیم که واقعا به سود روحمان باشد جواب مساعد می دهدووو
رمز رد شدن از تمام پریشونیهای دنیای زمینی توجه دایم و کامل با نقطه وحدت است
راهنمای عملی ص ۱۴۶
با مطالعه این درس عمیق و تلاش در پیدا کردن مصداق آن در احوالات درونی گذشته و حالام (حتی اگر برای ثانیهای کوتاه و برای سر سوزنی) موارد زیر در تجارب گذشته نظرم را جلب کرد:
– تجربهای زنده و تحولآفرین
– بهجای اضطراب، نوعی اطمینان و ثبات درونی پدید میآورد
– اطمینانی که نه بر شرایط متغیر بیرونی، بلکه بر اعتماد به خداوند استوار است
– انسان میآموزد آرامش خود را به نتایج وابسته نسازد
– عبادت صرفاً وسیلهای برای طلب خواستهها نیست، بلکه راهی برای هماهنگی با ارادهٔ یکتا به شمار میآید
– در لحظه دعا، انسان به نیتها و جهتگیریهای خود آگاه میشود و میکوشد آنها را در راستای رضایت الهی تنظیم کند.
به یاد آوردم زمانی که برای خواسته ای بسیار سرنوشتساز در حال عبادت بودم، در اوج ناامیدی، ترس و اظطراب، حس آرامشی عمیق را تجربه کردم، انگار که آبی روی آتش ریخته باشند، و آن حالت از این جهت برایم بسیار متفاوت و جذاب بود که ناگهان این حس رو تجربه کردم که «خوب، اگر هم نشد، نشد!» (اگر آن اتفاق بد هم بیفتد میتوانم با آن کنار بیایم). گرچه این حس تسلیم در آن لحظه اینویترو بود ولی به من این کور سُوی امید را داد که اگر خدا بخواهد میتوان به طور اینویو هم تسلیم بود.این حس بی تفاوتی به نتیجه، گرچه برای لحظهای کوتاه، ولی عمیق بود طوری بود که هنوز بعد از سالها آن حس را از یاد نبردم.
«…از آنجا که «بیثباتی» اساس کار جهان مادی است، تا به مرحلۀ «هیچخواهی» نرسیم – که در آن، هدف، چیزی جز رضایت مبدأ نیست – «بیثباتی» دست از سرمان بر نخواهد داشت و ناچاریم برای عبور از آن، مجدانه تلاش کنیم و پشتکار به خرج دهیم.» ایندپت- عقل سلیم – شاخصِ دیدِ معنوی – درون ۳ متن ۳
با درود و سلام
Yanعزیز سپاسگزارم از اشاره کردن به متن ایندبث. با خواندن متنها به نکات پربار و ارزشمندی پی بردم که میتوانم در حد توانم در زندگی روزمره از آن استفاده کنم
با سلام
ملک جان بارها به بزرگ منشى برادر اشاره مى کند، و به وارستگی اش که صورت سرمشق عملى داشت، و نه حالت توضیحات نظرى. موارد این وارستگی در امور مادى، براى ملک جان الگو شد در کار سیر و سلوک، ودر پیگیرى آن. سال هاى سال، کوشش ها به کار بست و وارستگی ها آموخت: وارستگى از تعلقات مادى، از لذتهاى نفسانى، وارستگى از خود پرستى و خوددوستى، و سرانجام، حتى، از لذایذ معنوى. در تعلیماتش همواره تأکید کرده است که در سلوک معنوى هدفى براى خود نباید تعیین کرد. از دیدگاه او هیج چیزى را انتظار نباید داشت: نه قدرت را، نه شهود را، نه معجزه را، ونه حتى پیشرفت به سوى کمال را. باید وظیفه را، فقط و فقط، براى وظیفه انجام داد. همچنان که خدارا نباید از ترس جهنم یا به امید بهشت ستایش کرد، باید او را پرستید زیرا که در خور پرستش است. ملک جان هیج آرزویى نداشت جز انکه بنده ی صادق حق باشد؛ و از اینجا بود که نیست بود در برابر او، وفروتن در برابر خلق؛ و شاید از این جهت است که آثار چندانى از خود به جا نگذاشته است.
ملک جان نعمتی ص ۵۴
درود بر یکتا خداوند یگانهی بیهمتا
یکتا خداوندیست که با هر توجهی از عمق ابعاد وجودی نشانههایی برای ما می فرستد، و این نشانه ها برای کسانیکه دنبال نشانی هستند چون نورالهی میدرخشد. و برای آن کس که هموار درحضور باشد همچون آغوشی نورانی و پرمهرومحبت خواهد بود.
امیدوارم خداوندیکتا به نورهایی الهیاش سعادت حضور همیشه نصیب و توفیق و مستفیض حق جویان “راستین و صدیقش” گرداند و دلهای همه را به صدق و صفای راستی رستگار فرماید.
با عرض سلام
واقعا اگر به او توجه داشته باشیم در لحظات روز کم یا زیاد اینقدر الرحمن الراحمین است که در کوچک ترین مراحل زندگی روزانه نشانه هایی برایمان می فرستد ، البته اگر آنها را بصورت نعمت از طرف او ببینیم اینطوری
با سلام خدمت همه عزیزان،
ممنونم از متیس عزیز برای این پست مفید و بسیار زیبا. از مطالعه تجارب و برداشت های خوانندگان هم خیلی یاد گرفتم.
هزاران درود بیکران
بر متیسِ جان
یکی از مهمترین کاربردهای دعا و عبادت، برقراری ارتباط درونی با خداوندیکتا و دریافت نور و هدایت الهی و در نتیجه اصلاح فرکانس خویش و تصحیح فرکانس ارتباطی با خداوند یکتاست.
هر قدر این ارتباط درونی عمیقتر، صفا و خلوص بیشتر و البته این میتواند یک چرخهی تکاملی هم باشد؛ یعنی هرقدر خالص تر و بی ریاترین و صادقانه تر، عمق ارتباط درونی با یکتا بیشتر!
آنچه لازمست نگرانش باشیم اینست:
” تظاهر ” هر خیری را به “شرّ” بدل خواهد کرد!
تظاهر به دعا هم تولید “شرّ”ی درونی میکند که حاصلش دوری از یکتاست و موجب قطع ارتباط با مبداء خواهد شد، قطع ارتباط با مبداء و انحراف فرکانسی و چه بسا دریافت فرکانسهای پارازیت و منحرف کنند از یک منبع ساپروفیت! چیزیکه موجب ایجاد شرّ بیرونی و جذب شرّ بیرونی میگردد.
با سلام
ایندپت : متن ۲
خودشناسی
ارتباط صحیح با یکتا
چه کنیم تا ارتباطمان با مبدأ قطع نشود؟
به یاد داشته باشید که وظیفه معنوى اساسى ما در طولِ زندگی مان در این دنیا این است که فرآیند سیرِ کمال روحى خود را بهَ انجام برسانیم.
بدون مبارزه مداوم با نفس اماره، در این کار موفق نخواهیم شد. تنها انرژی قادر به خنثى کردنِ انرژی مضر نفس اماره، انرژی فراعلى یکتایى است. بدون این انرژی، نمى توانیم حتى یک قدم در برابر نفس اماره مان برداریم. این باید درک بهترى از اهمیت حفظِ ارتباط با مبدأ حقیقت (یکتا) به شما بدهد.
این رانیز به خاطر بسپارید که اگر خدایى که ما به آن ایمان داریم
حقیقى باشد، هیج نیازى به ما ندارد و فاقد هرگونه ضعفِ انسانى است.
باید ذهنٍ خود را از این تصورٍ کودکانه خلاص کنیم که خَدا ما را بدون
قید و شرط دوست دارد یا اینکه حاضر است هر کارى بکند تا ما راضى
شویم به او نگاهی بیندازیم. این ما هستیم که باید به او روى آوریم و با
فروتنى و صداقت از او بخواهیم که ما را هدایت کند، و سپس از هدایت
الهى پیروى کنیم. با توجه به این که غالباً ناامیدى ها و نارضایتى هاى
ناشى از طرز فکر مادى گرایانه و انتظارات بى مورد است که ما را از او دور
مى کند، باید تا آنجاکه ممکن است سعى کنیم ارتباط خود رابا او از هر
نوع بده-بستانى مادى یا معنوى، پاک سازى کنیم.»
از خصوصات مهم عبادت تغییر سناریو وقایع روزمره است.
تمام تفکرات منسوخ و واپسگرانه شخص را دستخوش تحلیل می کند.
مرکز ثقل افکار را از دستگاه صرفا مادی وقایع روزمره به دستگاه مشیت الهی تغییر میدهد.
رابطه بده بستاتی شخص را تصحیح می کند و به همان نقطه ای می رسد که ملک جان گفته اند « تمام گره هایش می ریزد».
لذت موفقیت های روزمره را به حظ تام از مقدرات الهی تغییر می دهد.
باعث عمیق شدن در خود فرورفتن می شود.
چنانچه ابمان شخص الوده به« رنگ حق» باشد ، ایمان را تصحیح و صداقت شخص را زلال می کند.
«جز ذات تو ای ذات احد دادرسی نیست
غیر از تو در این مهلکه فریادرسی نیست»
با سلام و تشکر و قدر دانی ازمیتس عزیز
شکر کرمت که طالب یار شدم ، از خویش رها اسیر دلدار شدم…
به نظر بنده وقتی به اهمیت موضوع پی میبریم وتوجه مون رو به لطفی که به ما شده معطوف میکنیم وقلبا شکرگزار میشیم و سعی میکنیم تو هر کاری نیتمون در حد توان رضایت خودش باش ، این بهترین عبادت ، خودش کمک کنه قدر این کرمی که در حقمون شده رابیشتر بدونیم و متوجه این فیاضیت بشیم.