جزئیاتی که همه چیز را دگرگون می کنند

 
نوشته ایزابل نژار
کریستف آندره، روانشناس فرانسوی با ارائه تحقیقاتی در زمینۀ روان شناسی اجتماعی نشان می‌دهد که اکثر مردم در هر زمینه‌ای خود را کمی بالاتر از حد متوسط تصور می‌کنند. مثلاً ما معمولاً خود را کمی کارآمدتر و با هوش‌تر از دیگران می‌دانیم یا خود را خوش‌سلیقه‌تر و… از سایرین تصور می‌کنیم. این نویسنده از مجموع تحقیقات خود نتیجه می‌گیرد که « ۶٧ تا ٩۶ در صد از مردم در قیاس با هم‌ردیف هایشان خود را بالاتر از آنچه که هستند بر آورد می‌کنند، و این کار به‌طور ناخود آگاه و در بی‌خبری محض از خود انجام می‌گیرد».
 

روحم به چه دنیای دیگری خواهد رفت؟

 

نوشته سوفی لُواسور

سقراط حکیم چند ساعت قبل از نوشیدن جام شوکران، به یکی از شاگردان خود می‌گوید، دوستدار حقیقت از مرگ هراس ندارد زیرا جسم برای روح همانند قبر و زندگی این دنیا نوعی از خود بی‌خبری است و مرگ ما را از چنگال آن رها می‌کند. پس برای کسی که تمام زندگی‌اش را صرف تحقیق دربارۀ حقیقت و عدالت کرده چه ترسی وجود دارد؟

اعتقاد به بقای روح بعد از مرگ جسم، بی تردید یکی از ویژگی‌های اکثر اعتقادات معنوی محسوب می‌شود. مرگ، رهاییِ روح از قالب جسمانی و تنها یک گذر است و نه پایان. اما این گذر به چه دنیایی منتهی می‌گردد و ما را به کجا می‌برد؟
 

معمای انگیزۀ مفید

 

نویسنده: امی ورزسنیسکی و باری شوارتز

هنگامی که فعالیتی را شروع می‌کنیم با دو نوع انگیزه مواجه می‌شویم: انگیزۀ درونی و انگیزۀ مادی. اگر دانشمندی برای کشف حقایق جهان، تحقیقاتی انجام دهد، انگیزه‌اش درونی است، چون این کار با فعالیت تحقیق در ارتباط است. ولی اگر هدفش از تحقیق کسب شهرت علمی باشد، انگیزۀ مادی دارد، زیرا بین شهرت و تحقیق ارتباط چندانی وجود ندارد. مردم معمولاً در فعالیت‌هایشان همزمان از دو انگیزۀ درونی و انگیزۀ مادی برخوردارند.
 

واقعیت غایی انسان: گزیده‌ای از کنفرانس پروفسور بهرام الهی

 
ما همانند کرم ابریشم در پیلۀ ایگویمان قرار گرفته‌ایم و از واقعیت وجودمان بی خبریم. دکتر بهرام الهی کاربرد متافیزیکی و اخلاقی این تشابه قابل توجه را شرح می‌دهد. واقعیت «من» شامل عملکردها و سطوح مختلف آگاهی است. در این سخنرانی تضاد میان «من آگاه سطحی» و «من آگاه عمقی» بررسی شده و همچنین روش‌‌هایی برای بیرون آمدن از این پیله بیان شده است.
 

مردم را دوست داشته باش، نه لذت را

 

نویسنده: آرتور.سی. بروکز

در قرن دهم میلادی، عبدالرحمان سوم، امیر و خلیفۀ کوردوبا شهری واقع در اسپانیا بود. او فرمانروای مطلق به معنای واقعی کلمه بود و در تجمل کامل زندگی می‌کرد. عبدالرحمان زندگی‌اش را به این صورت ارزیابی می‌کند:

« من بیش از ۵۰ سال است که در پیروزی یا صلح سلطنت می‌کنم؛ علاقۀ مردمم، وحشت دشمنانم و احترام هم پیمانانم را جلب کرده‌ام. همواره از ثروت و افتخار، قدرت و لذت برخوردار بوده‌ام و هیچ خوشی زمینی را برای داشتن سعادت کم نداشته‌ام.»
 

میراث استاد الهی، استاد ناشناخته تنبور

 

نویسنده: کلایو بل

OE2در ماه سپتامبر به نیویورک رفتم تا از نمایشگاه کوچکی از آلات موسیقی ایرانی که در موزۀ هنر متروپلیتن برگزار شده بود دیدن کنم. این اتاق با تعداد زیادی تنبور و متون خوش‌نویسی متعلق به خاندان استاد الهی ( ۱۲۷۴-۱۳۵۳) مزین شده بود. استاد الهی موسیقیدان و عارف بود که در غرب ایران زندگی می‌کرد. او هنری پنهان داشت و هرگز برای عموم یا در رادیو نمی‌نواخت؛ اما شهرتش در نواختن تنبور به حدی بود که در دهۀ چهل، شخصیت‌هایی مانند یهودی منوهین رهبر ارکستر و ویولون‌نواز برجسته و موریس بژار رقص‌پرداز و رهبر گروه‌های متعدد باله به دیدارش‌آمدند. آنها پس از گوش دادن به نوای تنبور او، سازی به ظاهر ساده‌، مبهوت ماندند. استاد الهی ساعت‌ها موسیقی می‌نواخت و سروده‌های دراویش، قطعات هنری پدرش و حتی رقص‌های محلی کردی را با هم تلفیق می‌کرد و بدیهه‌‌نوازی‌های طولانی به‌وجود می‌آورد. او با استفاده از ده انگشت، با روشی خستگی‌ ناپذیر و متواضعانه ترکیبی از نواهای لطیف سحرآمیز را خلق می‌کرد.
 

اعتلای یک سنت موسیقی

 

پروفسور دورینگ

ردیف موسیقی استاد الهی یکی از رویدادهایی است که قاعدتا باید آن را جزء تاریخ موسیقی شرق دانست، هر چند که به سختی می‌توان رد پای آن را در تاریخ گذشته پیدا کرد. ردیف او در همان لحظۀ خاص و ممتازی شکل می‌گیرد که در آن لحظه، یک هنرمند یا گروهی از هنرمندان،‌ با نبوغ خود موسیقی ساده و یا محلی را متحول می‌کنند و آن را تبدیل به یک سنت موسیقی هنری یا علمی می‌کنند و در عین حال، از روندی که از عوامل میراثی و به مفهوم کامل کلمه، مقدس نشأت گرفته است،‌ دور نمی‌شوند. در واقع، به دست استاد یک سنت موسیقی معنا گرفته، زنده و تازه شده و به راستی اعتلا یافته است. این سخن را در زمینه‌های مختلف موسیقی او می‌توان آشکارا دید: خلاقیت به معنای واقعی کلمه، غایت فن اجرا و سبک موسیقی، بار مثبت موسیقی و تأثیر آن بر سنت موسیقی به طور کلی. و از سوی دیگر کاربرد معنوی موسیقی غنی او، موسیقی را به نهایت شرافت یک هنر می‌رساند، و در مقولۀ زیبایی‌شناسی، صحت، متانت و ارزش مرجعیت، آن را جلوۀ بی‌نظیری می‌دهد. و آخر از همه، در فرهنگی اسلامی، جایی که هنر موسیقی با سوءتفاهم و سوء تعبیر روبه‌رو است، او مشروعیت این هنر را با مباحث فقهی و شرعی نشان داده است (برهان‌الحق؛ ۳۱-۴۰). در آن محیط، موسیقی را وسیلۀ بیان ایمان و عشق به خداوند دانستن، مخاطره‌ای بس عظیم بود، اما اقتدار اخلاقی و فکری استاد، و شخصیت وجودی او چنان بود که حتی علما به شنیدن موسیقی او می‌آمدند.