عرفان و تعریف آن
در تاریخ تمدن ایران دورهای هست که میتوان آن را «دورۀ عرفانی» نامید. این دوره در صدر اسلام به وجود آمد و در واقع ثمرۀ شیرین اسلام است. از ویژگیهای این دوره، ظهور عرفای بزرگی است که با شاهکارهای هنری و علمی خود، رفیعترین بنای اندیشگی( ایدئولوژی) و جهانبینی انسانمدار و انساندوستانه را پدید آوردند. اگر به دیدۀ تحقیق به تاریخ این دوره و آثار شگفتانگیز آن بنگریم، به این نتیجه میرسیم که در عصر ما، که عصر فنآوری و دانشوری است، اگر بخواهیم در زمینۀ تقابل فرهنگهای جهان، متاعی تقابلپذیر عرضه کنیم، جز عرفان انسانگرای ایرانی دستاورد دیگری نداریم.
دربارۀ خالق: برهانالحق
س: آیا میتوان هر دین و مسلکی را حق و طریق الیالله دانست؟
ج: هر مذهب و مسلکی که تحت قواعد دینی، و پایهاش روی پایۀ توحید و یکتاپرستی و خدمت به خلق باشد، از طرفی هم مغایر و مخالف با اصول عقاید کتب آسمانی نباشد، البته پیروان آن طریق به سوی خدا هدایت خواهند یافت.
س: آیا درک ذات حق برای مخلوق امکانپذیر است؟
ج: درک ذاتِ حق که خالق کل مخلوق است برای مخلوق امکانپذیر نیست، و الا خالق هم مخلوق محسوب میگردد. زیرا به قاعدۀ علمی و عقلی هم وقتی فکر شود، مسلم میدارد که هیچ مصنوعی پی به کنه ذات صانعش نخواهد برد. مثلاً یک قاب ساعت و یا یک دستگاه مخابراتی هر چقدر هم منظم کار کند، ولی غیر ممکن است که درک ماهیت صانع خود نماید.