اثبات وجود خدا (۱): محدودیت ها
فلاسفه از دیرباز برای آشتی دادن عقل و ایمان « دلایلی بر اثبات وجود خدا» ارائه دادهاند. این دلایل خود شامل استدلالهای کم و بیش پیچیدهای هستند، به طوری که غالباً جای بحث وجدل باقی گذاشته و باید پذیرفت که به ندرت قانع کنندهاند. پاسکال با رجوع به این دلایل مینویسد: « دلایل متافیزیک مبنی بر وجود خدا از استدلال مردم بسیار دور هستند و به علت پیچیدگی زیاد، تأثیر کمی بر ذهن میگذارند و حتی در مواردی که برای عدهای مفید واقع میشوند، اثرشان فقط در حین اثبات دیده میشود تا آنجا که بعد از ساعتی نگران میشوند که مبادا اشتباه کرده باشند.» ( تفکرات )
اعمال نیک بدون توقع
نیکی کردن، فقط شامل کمک، حمایت یا دلداری دادن به دیگران نیست، بلکه نکته مهمتر این است که آن را تا حد امکان بدون توقع انجام دهیم و کوشش کنیم منافع شخصیمان را کنار بگذاریم. تأکید میشود « تا حد امکان بدون توقع »، چرا که تجربه نشان داده که «بدون هیچ توقع»، ایدهآلی است که مشکل میتوان به آن دست یافت و اگر آن را شرط ضروری در انجام عملی«حقیقتاً» اخلاقی بدانیم، از آنجایی که خارج از توان ماست، ممکن است انگیزهی خود را برای انجام آن از دست بدهیم. وقتی صحبت از عملی« تا حد امکان بدون توقع » به میان میآید، منظور این است که بپذیریم «آنچه سخاوت به نظر میرسد، معمولاً جاهطلبی نهانی است» (لاروشفوکو) و خود را برای جستجوی نشانههای ظریف این منافع شخصی تشویق کنیم. نشانههایی که اگر چند علامت مشخص، واقعیت آن را نشان ندهد، مشاهده نمیشوند.