برزخ
برزخ عالمی است معنوی که روح بعد از ترک جسم به طور موقت در آن اقامت میکند.
بر اساس معنویت فطری، مرگ پایان زندگی نیست، بلکه گذرگاهی است به سوی دنیایی دیگر در بُعدی حقیقی و بسیار لطیف که دکتر الهی آن را برزخ مینامد.
از نظر نویسندهی کتاب مبانی معنویت فطری، برزخ طریق دیگری برای تعریف عالم دیگر و پاسخ به نیاز بشر مبتنی بر اعتقاد به بقای روح بعد از مرگ جسم نیست، بلکه پاسخی است به ضرورتی بنیادین در سیستم زندگیهای متوالی.
هدف از زندگیهای متوالی سیرکمال روح است. حال اگر گذر از یک زندگی به زندگی بعدی بهطور آنی و بدون توقف در عالم برزخ صورت گیرد، کسی که در طول زندگی خاکی خود، آگاهی معنوی به دست نیاورده است، فرصتی برای کسب آن نخواهد داشت. بنابراین احتمال دارد که ناآگاهیاش را از یک زندگی به زندگی بعد به همراه ببرد که در اینصورت زندگیهای متوالی بیحاصل خواهد بود. از این رو برزخ پاسخگوی نیاز بشر به وجود مکانی است مابین دو زندگی تا در آنجا بتواند برخی حقایق معنوی را جذب کند و آن را با خود به زندگی تازهاش ببرد. این حقایق بر فکر و عملکرد او تأثیر میگذارند و سیر کمالش را در زندگی بعدی سهلتر میکنند.
تربیت فرزندان با تربیت والدین آغاز میشود
سادهترین کار در تربیت کودک این است که شخصیت کودک یا محیط مدرسه را بهانه قرار دهیم و رفتارهای اشتباهش را توجیه کنیم. کدام پدر و مادری، بدرفتاری شدید فرزندش را با این جمله که: «شخصیت خودش را دارد!» توجیه نکرده است؟ و یا تقصیر رفتار نادرست فرزندش را به گردن مدرسه نینداخته است؟ برای والدین، بسیار دشوار است که روش تربیتی خود را بررسی کنند و در این مورد مسئولیتپذیر باشند. مطالعات بسیار نشان میدهد که والدین نقشی تعیین کننده در آموزش فرزند دارند. با اینکه تأثیر محیط اجتماعی را نباید نادیده گرفت، ولی کودک، در ابتدا با تقلید و سپس با میل و علاقه، نحوه رفتار والدینش را فرا میگیرد.
توصیهی استاد این است: «بچه را قبل از اینکه به دنیا بیاید تربیت کنید. یعنی پدر و مادرش تربیت داشته باشند.»۱ تربیت یعنی: «پرورش ذهن و استعدادهای فکری، جسمانی و اخلاقی کودک» بنا بر این مفهوم «تربیت داشتن» یعنی والدین قبل از پرورش این استعدادها در فرزندشان، آنها را در وجود خود تحلیل برده باشند.