چند توصیه برای تسلط بر نفس
س: از تعالیم شما چنین استنباط میشود که اساس کار معنوی، مبارزه با نفس و اجتناب از غرور است. در گذشته من به چهار طریق بر نفس خود مسلط میشدم: ۱- عمل به توصیههای شما ۲- ریاضت کشیدن ۳- عبادت مخفی ۴- خدمت به خلق و پناه بردن به جم. ولی حال وسوسهی نفسانی چنان مرا احاطه کردهاست که در گردنه گیر آمدهام، کمکم کنید و از آن نصایح گرانبهای خودتان با زبان ساده برایم مرقوم فرمایید که سرمشق قرار دهم.
ج: راجع به مبارزهی با نفس همان چهار راه خوب است فقط یک چیز دیگر به آن اضافه کنید و آن اینست: همیشه هر چه ریاضت میکشید و عبادت میکنید همه را در نظر خود حقیر و کوچک بشمارید و از آن مغرور نشوید و با نفس همیشه بهنظر خصومت و دشمنی نگاه کنید. اگر نفس خیالی هم بهشما جلوهگر (تلقین) میکند که مطابق با خدا پرستی باشد، اگر به نفعت بود عمل کن و به او بگو که من به حرف تو عمل نکردم، بلکه به نفع خودم عمل کردم، والا اِی نفس… تو مزور و دروغگو و کاذب هستی و کوچکتر از آن هستی که من مطیع تو باشم. مثلا اگر نفس به شما گفت: مگر ندیدی فلانجا فلان پیشگویی صحیح را کردی یا دعایت تأثیر کرد پس باطندار هستی! جواب دهید ای نفس بیکردار، من که قادر نیستم ناخنی را از خودم کم و زیاد کنم، یک موی سیاهی را سفید و یا سفیدی را سیاه کنم، باطندار کجا هستم؛ نهایت اگر کراماتی صورت گرفته تصادفی بوده و تأثیر آن هم از توجه عقیدهی طرف بوده، پس تو غلط میکنی. اگر باز نفس به تو گفت روزه بگیر و ریاضت بکش، بگو ای نفس، من روزه و ریاضت را چون میدانم تقویت روح میدهد و تو را ضعیف میکند میکشم، اما نه به گفتهی تو، بلکه به گفتهی روحم و به گفتهی اولیای بزرگ است که ریاضت میکشم. آنوقت اگر کسی از آن نفس سؤال کند ای نفس، تو که راضی نیستی ضعیف بشوی و روح تقویت شود، پس چرا دستور ریاضت کشیدن که سرمایهی تقویت روح و ضعف تو است به فلان کس میدهی؟ یواشکی و بهطور آهسته و محرمانه جواب خواهد داد: ای سائل به کسی نگوئید که مقصود من چیست، چون غرور بطوری مضر است که از هر گناهی بیشتر روح را ضعیف و نفس را قوی میکند، میخواهم بهاین وسیله فلانی را گول بزنم و او را به ریاضتکشی وادار کنم که از خودش مغرور بشود، آنوقت از آن راه، روح را زمین بزنم و بیچارهاش کنم. خلاصه راه نفس کشی، مغرور نشدن و برخلاف میل او رفتار کردن است و بس.
برگزیده
به اهتمام دکتر بهرام الهی
از مجموع آثار استاد الهی، (۱۲۷۴-۱۳۵۳شمسی) تاکنون دو کتاب تحقیقی و یک رساله منتشر شده است، و بخشی از مجموع گفتارهای شفاهیاش طی سالها در جمع دوستان و بستگان در دو مجلد با عنوان آثارالحق، چند بار به چاپ رسیده است. آثارالحق چکیدهای از اندیشههای استاد الهی است که ریشه در تجارب شخصی او و حقایق معنوی دارند.
استاد الهی در طول زندگانی و در آثارش ـ چه کتبی، چه شفاهی، و چه موسیقیایی ـ همواره بر آن بوده تا توجه انسان را به عالمی فراتر از عالم مادی سوق دهد و تداوم زندگی را در عالم بعد به او یادآور شود. او تأکیدش بر این بود که اساس کامیابی و خوش دلی درونی در این جهان، مستلزم داشتن نگاه معنوی به زندگی است، فارغ از چالشهای خُرد و کلان آن.
کتاب حاضر، گزیدهای از گفتارهای آثارالحق است که بر اصول معنوی مشی فکری استاد تأکید بیشتری دارند.